ولي بالاتر از همه يك انسانگرا بود. او خود را بيش از همه در شوراي كنستانس نشان داد ـ جايي كه افراد برجستهاي از بسياري كشورهاي كاتوليك گرد آمده بودند ـ طوري كه امپراتور سيگيسموند مشتاق جلب همكاري او شد. وي باقي عمرش را در خدمت امپراتور گذراند و از نخستين نمونههاي منشياني شد كه نامهها را تنها مطابق با قواعد مرسوم نمينوشتند، بلكه كاملاً شايستهٴ آناند كه اديب خوانده شوند. گوارينوي ورونايي شكارچي چيرهدست كتابهاي خطي بود و كتابهاي زيادي را از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. بزرگترين اين مردان ويتورينو دا فِلْتره بود كه شاديخانه1 را در مانتوا تأسيس كرد، مدرسهاي تازه كه در آن ميكوشيد همزمان ذهن، جسم و قلب شاگردانش را تربيت كند، والاترين آرمانهاي باستاني را با آرمانهاي مسيحيت تلفيق كرده و استقلال فردي را با انضباط اخلاقي و اعتدال و ايمان را با شادماني در آميخته بود. ما به سدهٴ پانزدهم، دستاندازي كردهايم؛ درست است كه ورگريو در سال 1341 زاده شد، ولي تا سال 1420، زندگي كرد؛ گوارينو تا 1460، و ويتورينو تا 1446، زنده بودند؛ شاديخانه در سال 1423 گشايش يافت. ولي جوواني راونايي بود كه در سدهٴ چهاردهم، اين بذر را در دلهاي آنان كشت. در آن هنگام، در ايتاليا شيوههاي آموزشي تازهاي مورد آزمايش قرار ميگرفت، مشابه آنچه در بسياري از متمدنترين كشورها تا روزگار ما، شناخته شده نبود. اكثريت غالب ((دبيران)) يا مديران دبيرستانهاي امروز حتي شايستگي پاك كردن كفشهاي ويتورينو را ندارند و بيشك، تحصيلات ويتورينو در سدهٴ چهاردهم انجام گرفت، زيرا در پايان آن قرن، بيست و دو سال داشت.
6. هلند. هنگامي كه اين نوزايي درخور تحسين آموزشي در شمال ايتاليا شكوفايي آغاز ميكرد، نوزايي ديگري بههمان اندازه ستودني، ولي با ماهيتي كاملاً متفاوت، در هلند نمايان ميگشت. اين همان است كه نوزايي مسيحي يا عبادت نو خوانده شده است. بنيانگذار آن گيرت گروته دو وِنتِري (1340 ـ 1384) بود. با اينكه نخستين صومعهٴ برادران زندگي مشترك تا سال 1391 افتتاح نشده بود، بهدرستي بايد گفت كه او پديدآورندهٴ جمعيت جديد بود. اين او بود كه سازماندهي فرقهٴ تازهاي را بهنام كاننهاي ويندسهايم مطرح كرد، كه آرمانهايش مشابه همان اعضاي برادران زندگي مشترك بود، ولي علاوه بر آن خود را تابع انضباط صومعه ميكردند. هردو سازمان، هم سازمان رهباني و هم نيمهرهباني، پيش از پايان سدهٴ چهاردهم بهخوبي راه افتاده بودند.
برادران زندگي مشترك، سخت به آموزش و پرورش توجه داشتند و در عقايد آموزشي خود سخت مخالف اصول مدرسي بودند. گرچه بيشتر بهدستور زبان (به جاي علوم) توجه داشتند،
1. Casa giocosa
(the Joyous house)